أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

167

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

[ نزد خسرو ] « 1 » فرستاد و براى او نامه نوشت « 2 » ، در آن نامه از خويشتن آغاز كرد . خسرو چون آن نامه خواند خشم گرفت و نامه را پاره كرد و مشتى خاك براى پيامبر فرستاد . پيامبر ( ص ) فرمود : « او نامهء ما را پاره كرد ، هان كه به دست مردم خويش پاره شود « 3 » . او ما را خاك فرستاد ، هان كه شما مالك خاك او شويد » . اكنون آنان را كه پيامبر ( ص ) خبرمان داد كه طومارشان از هم دريده خواهد شد ، چسان باز مانده‌اى خواهد بود . ناگزير ايشان بىنام و نشان شدند و از ميان رفتند و پراكنده گشتند . و يك سخن بسنده است ، كه شاعر گويد : در برانگيختن كينه براى من همين بس كه سخنى بگويم كه از گفتن آن ناگزير نيستم . على بن محمد مدائنى گويد : نخستين فتحهاى خراسان ، فتح طبسين بود - و اين دو طبس ، دو دروازهء خراسان‌اند - عبد اللّه بن بديل بن ورقاء آنها را گشود . از رى تا دامغان هشتاد فرسنگ است . و از دامغان تا نيشابور همين اندازه راه است . بدين گونه از رى تا نيشابور صد و شصت فرسنگ است . نيشابور كهندژ ( قهندز ) دارد و خود يكى از خوره‌هاى خراسان است . شهرستانهاى نيشابور عبارت‌اند از : زام ، و باخرز ، و جوين ، و بيهق . نيشابور را دوازده روستاست كه در هر روستايى صد و شصت دهكده است . از نيشابور تا سرخس چهل فرسنگ است . و از سرخس تا مرو - شهر مركزى خراسان - سى فرسنگ است ، و آن را مرو شاهجان نامند ، چون آن ، ويژهء شاه بوده است . شاه

--> ( 1 ) - نسخهء عكسى ( ورق 160 ، ب ) . ( 2 ) - عبارت متن در اينجا ( ص 318 س 20 به بعد ) اندكى افتاده دارد و كلمهء « فيه » در جاى « اليه » آمده است . با مقايسه با نسخهء عكسى متن را تصحيح و سپس ترجمه كرديم . رك : ورق 160 ، ب . ( 3 ) - يا مردم او پراكنده شوند . رك : متن ص 318 . و نيز نسخهء عكسى ( ورق 160 ، ب )